العلامة المجلسي
308
حياة القلوب ( فارسي )
ودر حديث صحيح از امام محمد باقر عليه السّلام منقول است كه : روزى ملكي به نزد حضرت سيّد المرسلين صلّى اللّه عليه وآله وسلّم آمد وگفت : خدا تو را مخيّر گردانيده است ميان آنكه بنده ورسول تواضعكننده باشى يا پادشاه ورسول باشى ، واز مرتبهء تو نزد حق تعالى چيزى كم نشود ؛ وكليدهاى خزينههاى زمين را براي آن حضرت آورده بود كه : اينها كليدهاى خزانههاى دنيا است پروردگار تو مىفرمايد كه : اگر خواهى بگير وهر يك را كه خواهى بگشا . حضرت فرمود كه : مىخواهم بنده ورسول تواضعكننده وشكسته باشم وپادشاهى نمىخواهم « 1 » . ودر روايت ديگر چنان است كه فرمود كه : دنيا خانهء كسى است كه خانهء آخرت نداشته باشد ، واز براي دنيا كسى جمع مىكند كه عقل نداشته باشد . پس آن ملك گفت كه : بحقّ آن خداوندى كه تو را به راستى فرستاده است سوگند مىخورم چون كليدها را به من دادند كه براي تو بياورم همين سخن را كه فرمودى از ملكي شنيدم كه در آسمان چهارم مىگفت « 2 » . ودر حديث معتبر از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : هيچ چيز از دنيا آن حضرت را خوش نمىآمد مگر آنكه در دنيا گرسنه وترسان باشد « 3 » . ودر حديث ديگر فرمود كه : بهترين نان خورشها نزد آن حضرت سركه وزيت بود « 4 » . ودر حديث معتبر ديگر فرمود كه : روزى حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم به نزد امّ سلمه آمد ، امّ سلمه پارهء نانى به نزد آن حضرت آورد ، فرمود كه : مگر نان خورش ندارى ؟ گفت : بغير از سركه چيزى ندارم . فرمود كه : نيكو نان خورشى است سركه ، خانهاى كه سركه در آن هست از نان خورش
--> ( 1 ) . كافى 2 / 122 ؛ وسائل الشيعة 15 / 273 . ( 2 ) . كافى 2 / 129 . ( 3 ) . محاسن 2 / 278 ؛ كافى 2 / 129 و 8 / 129 و 163 ؛ وسائل الشيعة 24 / 243 . ( 4 ) . كافى 6 / 328 ؛ وسائل الشيعة 25 / 86 .